1 دالر 81.10  افغانی
1 یورو 94.50  افغانی
1000 روپیه پاکستانی 497  افغانی
1000 روپیه هندی 1100  افغانی
1 ریال سعودی 21  افغانی
10000 ریال ایرانی 3.18  افغانی
1 پوند 111.30  افغانی
1 روبل روسی 1.05  افغانی
1 لیره ترکیه 9.85  افغانی
1 ین چینی 11.45  افغانی

پوتین سلطه خود را در شرق نزدیک موفقانه تحقق می بخشد

اس-300
20 Nov 2019

 

رئیس جمهور بارک اوباما در سال 2014 به طور استهزا آمیز اظهار داشته بود که روسیه “قدرت منطقه ای” است کشوری که قادر به آسیب رساندن به همسایگان خود است، اما توانایی تبارز نفوذ جهانی ندارد. جای تعجب نمی بود، اگر در دو هفته اخیر، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه با یادآوری این نیشخند می خندید.

هیل براندس (Hal Brands) در مقاله خود در نشریه Bloomberg (آمریکا) نوشته، نیروهای روسیه اکنون مواضعی را در سوریه تصرف نموده که فقط چند روز پیش نیروهای آمریکایی کنترول می‌کردند که نشاندهنده از دست رفتن موقعیت آمریکا در این منطقه و ظهور مسکو به مثابه نیروی مهم تاثیرگذار در جنگ داخلی سوریه است. در این صورت پوتین از امارات متحده عربی (در چارچوب بخشی از سفر بزرگتر به کشورهای حوزه خلیج فارس)، جایی که پس از ورود او، در خیابان های شهر پرچم های روسیه بر افراشته شد، بازدید نمود.

 روسیه حالا در شرق نزدیک نسبت به هر وقت دیگر از زمان اوج قدرت شوروی در سال های 1960، نفوذ بیشتری دارد. این برای کشوری که اقتصاد آن با دولت متوسط ​​اروپایی قابل مقایسه است، آنقدر بد نیست.

به مشکل میتوان به خاطر آورد که فقط چند سال پیش، یگانه متحد مسکو در منطقه – رژیم بشار اسد در سوریه – در آستانه شکست قرار داشت و به نظر می‌رسید که مسکو را به زدوی از منطقه بیرون خواهند کرد. هنگامی که پوتین در سال 2015 به مداخله نظامی در سوریه متوسل شد، اوباما پیش بینی کرد که به زودی نیروهای روسیه در باتلاق جنگ گیر خواهند ماند. اما همه چیز برعکس ثابت شد.

مسکو با همکاری ایران و نیروهای تحت کنترل تهران، خود را به مثابه عمده ترین نیرو در دیپلوماسی و مبارزه منطقه ای به خاطر قدرت پیرامون این منازعه نشان داد. بنیامین نتانیاهو صدراعظم اسرائیل و قاسم سلیمانی، قوماندان لشکر ویژه قدس ایران برای گفتگو درمورد موضوعات امنیتی در شرق نزدیک به کدام کشورهایی سفر خواهند کرد؟

کرملین همچنین از روابط نظامی و سیاسی فزاینده ای با کشورهای منطقه، از جمله شرکای آمریکا، مانند عربستان سعودی و مصر، به همراه امارات برخوردار است. خرید اخیر تجهیزات نظامی روسیه (سیستم دفاع ضد هوایی S-400) با شکاف در ناتو همراه است. مسکو حتی در جنگ داخلی لیبیا مداخله کرد و از نیروهای شورشی به قوماندانی جنرال خلیفه هفتار پشتیبانی کرد که طبق معلومات، تابعیت آمریکایی دارد.

پوتین، برای این که رستاخیز کنونی را در شرق نزدیک تامین کند، اقدامات زیادی انجام داده است. او کمبود نسبی قدرت و نفوذ روسیه را با، دستیابی بر نفوذ عظیم در سوریه به کمک وسایل ارزان – نیروی هوایی، نیروی نظامی و حمایت نیروهای تحت کنترول، جبران کرد.

 پوتین، در عین زمان، انعطاف پذیری دیپلوماتیک را از خود نشان داد و درها را تقریباً به روی همه بازیگران در منطقه باز گذاشت. او از این نظر مشهور که کشور نه دوستان ابدی و نه هم دشمنان ابدی ندارد، فقط منافع دایمی وجود دارند، پیروی می‌کرد و مناسبات با ترکیه را (بعد از سقوط طیاره شکاری در سال 2015) احیا کرد و از نارضایتی انقره از آمریکا، برای تضعیف ناتو، استفاده می‌کرد.

در سال 2015، پوتین می توانست جریان جنگ داخلی را تغییر دهد و واشنگتن را در موقعیتی ناخوشایند قرار دهد، زیرا نسبت اقدامات اداره اوباما اختلاف بزرگی بین سیاست اعلام شده و سیاست عملی بوجود آمد: اداره او به طور علنی هدف – تغییر رژیم را در برابر خود قرار داد  که  برای دستیابی بر آن هرگز نمی خواست بهای پرداخت کند. و اکنون پیروزی ظفرمند روسیه در شمال سوریه امکان پذیر شده، زیرا اداره ترامپ از مواضع که آن با هزینه نسبتاً پایین احراز نموده بود، صرف نظر کرد و به این طریق بروز هرج و مرج را تسریع کرد که مسکو از آن استفاده نمود.

اما اگر روسیه قدرت بزرگ است، پس ایالات متحده هنوز هم یک ابرقدرت است و آنها برتری های عمده ژئوپلیتیکی را در شرق نزدیک حفظ می کنند. روسیه می تواند با شرکای آمریکا روابط برقرار کند، اما نمی تواند مدعی نقش واشنگتن در گشت زنی در خلیج فارس باشد.

روسیه می‌تواند بگوید که در سوریه و جاهای دیگر با تروریزم مبارزه می کند، اما در حقیقت، فقط ایالات متحده امکانات جلوگیری از گروه هایی مانند “دولت اسلامی” (سازمان تروریستی ممنوع در فدراسیون روسیه) دارد.

خلاصه اینکه روسیه می تواند به تدریج نظم تحت رهبری امریکا را در منطقه تضعیف کند، اما فقط ایالات متحده می تواند این نظم را به کلی نابود کند. و اکنون واشنگتن این کار را به بسیار خوبی انجام میدهد.